Showing posts with label ایران. Show all posts
Showing posts with label ایران. Show all posts
Tuesday, February 9, 2016
Friday, February 5, 2016
ایران- پیام تسلیت مریم رجوی به مناسبت درگذشت آقای عباس پیشبین
درگذشت نابهنگام آقای عباس پیشبین از یاران ارجمند مجاهدین و مقاومت ایران در ایتالیا برای من و خانواده بزرگ مقاومت ایران تأثربار و تأسفانگیز است.به روان پاکش که از ۳۷ سال پیش در تکاپوی مبارزه برای آزادی ایران بود و به فعالیتهای بسیاری در دفاع از حقوق مجاهدان اشرفي دست زد، درود میفرستم.
مطمئنم که راهی که او در تمام عمر با ایمان و وفاداری طی کرد، در نسل جوان و پرشور ایران، به مقصد نهایی خواهد رسید.
به همسر و دختر گرامیاش و به جامعه ایرانیان مقیم ایتالیا بهویژه
هواداران مجاهدین و مقاومت ایران تسلیت میگویم.یاد عباس پیشبین و مبارزه و تلاش
صمیمانه او در صفوف این مقاومت همیشه زنده است.
گرامی باد یادوخاطره عباس پیش بین
با کمال تأسف و تأثر مطلع شدیم که روز چهارشنبه14 بهمن1394، مجاهدین و مقاومت ایران، یکی از پرشورترین یاران با وفا و صمیمی خود را در کشور ایتالیا از دست دادند.
او که درآخرین روزهای زندگی پر تلاش خود نیز در تظاهرات بزرگ نه به روحانی در پاریس در 8بهمن، با پرچم ایران و فریاد آزادی و نه رژیم ولایت فقیه نیز فعالانه شرکت داشت، روز چهارشنبه بر اثر بیماری قلبی که مدتها از آن رنج میبرد، چشم از جهان فرو بست.
او که درآخرین روزهای زندگی پر تلاش خود نیز در تظاهرات بزرگ نه به روحانی در پاریس در 8بهمن، با پرچم ایران و فریاد آزادی و نه رژیم ولایت فقیه نیز فعالانه شرکت داشت، روز چهارشنبه بر اثر بیماری قلبی که مدتها از آن رنج میبرد، چشم از جهان فرو بست.
عباس پیش بین، 59 ساله، متولد تهران، دانشجوی سابق رشته مهندسی آرشیتکت، از اشرف نشانانی بود که بیش از سی و پنج سال در سنگر فعالیت سیاسی و اجتماعی علیه رژیم پلید آخوندی و در حمایت از مجاهدین دمی از پا ننشست.
آشنایی عباس با مجاهدین و فعالیتهای مبارزاتی دربرابر دیکتاتوری آخوندی، به دوران کاندیداتوری برادر مجاهد مسعود رجوی برای ریاست جمهوری در سال 1358 بر میگردد که او در این دوران فعالانه به کارهای سیاسی و تبلیغی در ایران پرداخت. سپس برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت و در شهر «ساساری» مقیم شد.
آشنایی عباس با مجاهدین و فعالیتهای مبارزاتی دربرابر دیکتاتوری آخوندی، به دوران کاندیداتوری برادر مجاهد مسعود رجوی برای ریاست جمهوری در سال 1358 بر میگردد که او در این دوران فعالانه به کارهای سیاسی و تبلیغی در ایران پرداخت. سپس برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت و در شهر «ساساری» مقیم شد.
بعد از تشکیل انجمنهای هوادار سازمان مجاهدین خلق در ایتالیا، او نیز در کلیه فعالیتهای انجمن، بصورت فعال شرکت داشت، هرچند که دفتر مقاومت در رم بود و طی فاصله آن تا محل اقامت عباس، حدود 24ساعت بصورت زمینی زمان میبرد، ولی با وجود تضادهای زیادی که داشت، همیشه در تمامی برنامه های انجمن شرکت میکرد و در همه حال عاشقانه به حمایت خود از سازمان چه در زمینه های سیاسی و تبلیغی و افشاگری علیه رژیم و چه همیاری و کمک مالی مصرانه ادامه میداد. علیرغم اینکه وی در شهری بود که ایرانیان کمی بودند و همسر و فرزندش ایتالیایی بودند، اما عشق به آرمان آزادی مردم ایران آنچنان در وجود او شعله ور بود که طی 35 سال اخیر بر محیط اطراف و خانواده اش همواره تأثیرگذار بوده و همه را جذب میکرد. چرا که بگفته خودش آزادی مردم ایران را در رهبری و در آرمان مجاهدین یافته بود و همیشه میگفت«امیدوارم که در این راه ثابت قدم باشم»
در جریان کودتای ننگین 17ژوئن با شوری مضاعف در اعتصاب غذا که توسط اشرف نشانان سازماندهی شده بود شرکت فعال داشت و با وجود اینکه از سلامتی زیادی برخوردار نبود همچنان مقاوم و استوار در اعتصاب غذا شرکت کرد.
یکی از ویژگیهای عباس که او را در شهر ساساری به آن میشناختند این بود که با تمام نیرو برای یاری رساندن به مجاهدین از تمام امکاناتش استفاده میکرد. در گردهماییهای بزرگ مقاومت همیشه هیأتهایی از شهرداری و منتخبان شهر ساساری را سازماندهی میکرد و به پاریس دعوتشان میکرد.
او درجلب حمایت وکلا و حقوقدانان برای دفاع از حقوق مجاهدان اشرفی نیز بسیار فعال بود.
عباس به رغم بیماری قلبی که داشت، هیچوقت پشت این بیماری برای شرکت در فعالیتهای افشاگرانه و سیاسی علیه دیکتاتوری آخوندی در اقصی نقاط جهان، نمی ماند و برای شرکت دراین برنامه ها مشتاق و از یاران ثابت قدمی بود که در همه تظاهرات و گردهماییها در اروپا و آمریکا حضوری فعال و خستگی ناپذیر داشت.
در جریان کودتای ننگین 17ژوئن با شوری مضاعف در اعتصاب غذا که توسط اشرف نشانان سازماندهی شده بود شرکت فعال داشت و با وجود اینکه از سلامتی زیادی برخوردار نبود همچنان مقاوم و استوار در اعتصاب غذا شرکت کرد.
یکی از ویژگیهای عباس که او را در شهر ساساری به آن میشناختند این بود که با تمام نیرو برای یاری رساندن به مجاهدین از تمام امکاناتش استفاده میکرد. در گردهماییهای بزرگ مقاومت همیشه هیأتهایی از شهرداری و منتخبان شهر ساساری را سازماندهی میکرد و به پاریس دعوتشان میکرد.
او درجلب حمایت وکلا و حقوقدانان برای دفاع از حقوق مجاهدان اشرفی نیز بسیار فعال بود.
عباس به رغم بیماری قلبی که داشت، هیچوقت پشت این بیماری برای شرکت در فعالیتهای افشاگرانه و سیاسی علیه دیکتاتوری آخوندی در اقصی نقاط جهان، نمی ماند و برای شرکت دراین برنامه ها مشتاق و از یاران ثابت قدمی بود که در همه تظاهرات و گردهماییها در اروپا و آمریکا حضوری فعال و خستگی ناپذیر داشت.
در تظاهرات “نه به روحانی» و”نه به رژیم ولایت فقیه » در پاریس که در 8بهمن، یک هفته قبل از ضایعه دریغ انگیز درگذشت او برگزارشد، شرکت داشت و همراه با جمعیت پرشور شرکت کننده فریاد رهایی ایران و ایرانی را سرداد.
قبل از شرکت در این تظاهرات، خود او، علیه شیادی آخوند روحانی و نیرنگهای استبداد مذهبی، کمپینی در شهر ساساری راه انداخته و با برگزاری میز کتاب و انجام افشاگری علیه روحانی جنایتکار در مقابل دادگاه این شهر، به جمع آوری امضا از وکلا و شهروندان، علیه آمدن روحانی به ایتالیا و فرانسه پرداخت.
او با تک تک سلولهایش به رهبری مقاومت عشق می ورزید و میگفت: من شاید فردا ایران نباشم و ایران را نبینم ولی آزادی ایران را در مسعود و مریم می بینم.
وی در مرزبندی با عوامل وزارت اطلاعات و خیانتکاران سرسپرده به دشمن علیه مقاومت و مجاهدین مواضعی استوار داشت و آنها طرد و افشا می کرد.
وقتی خبر حملات جنایتکارانه موشکی به لیبرتی را میشنید در عین حال که بسیار برافروخته میشد اما میگفت حالا که دشمن این عزیران را مورد حمله قرار می دهد، ما باید در دفاع از حقوق آنها و برای حفاظت آنها فعالیتهایمان را بیشتر کنیم و خود نیز اثبات گر همین تعهد خود بود و در سرما و گرما از هیچ تلاشی فروگذار نمی کرد.
قبل از شرکت در این تظاهرات، خود او، علیه شیادی آخوند روحانی و نیرنگهای استبداد مذهبی، کمپینی در شهر ساساری راه انداخته و با برگزاری میز کتاب و انجام افشاگری علیه روحانی جنایتکار در مقابل دادگاه این شهر، به جمع آوری امضا از وکلا و شهروندان، علیه آمدن روحانی به ایتالیا و فرانسه پرداخت.
او با تک تک سلولهایش به رهبری مقاومت عشق می ورزید و میگفت: من شاید فردا ایران نباشم و ایران را نبینم ولی آزادی ایران را در مسعود و مریم می بینم.
وی در مرزبندی با عوامل وزارت اطلاعات و خیانتکاران سرسپرده به دشمن علیه مقاومت و مجاهدین مواضعی استوار داشت و آنها طرد و افشا می کرد.
وقتی خبر حملات جنایتکارانه موشکی به لیبرتی را میشنید در عین حال که بسیار برافروخته میشد اما میگفت حالا که دشمن این عزیران را مورد حمله قرار می دهد، ما باید در دفاع از حقوق آنها و برای حفاظت آنها فعالیتهایمان را بیشتر کنیم و خود نیز اثبات گر همین تعهد خود بود و در سرما و گرما از هیچ تلاشی فروگذار نمی کرد.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد
Sunday, January 31, 2016
ایران- جلسه «همبستگی منتخبین فرانسه با مقاومت ایران در برابر افراطی گری تحت نام اسلام»
مریم رجوی: کمک به مدعیان دروغین میانهروی در ایران، به ماشين سرکوب و صدور تروريسم سوخت ميرساند
مریم رجوی: کمک به مدعیان دروغین میانهروی در ایران، به ماشين سرکوب و صدور تروريسم سوخت ميرساند
روز یکشنبه ۴ بهمن (۲۴ژانویه۲۰۱۶) جلسهیی در دفتر شوراي ملي مقاومت ايران، با حضور مريم رجوي و با شرکت شخصیتهای سیاسی و منتخبان فرانسوی زیر عنوان «همبستگی منتخبین فرانسه با مقاومت ایران در برابر افراطیگری تحت نام اسلام» برگزار شد.
مریم رجوی در سخنرانی خود گفت: روحاني که در هنگام انتخابات ریاست جمهوری رژیم ادعا میکرد اعتدال خواهد آورد، چند روز دیگر با یک بیلان شوم به اروپا میآید: دو هزار اعدام، سرکوب اقلیتهای مذهبی، اعدام پیدرپی زندانیان سیاسی،
موشکباران لیبرتی، گسترش فقر و بیکاری و رکود در جامعه ایران، تشدید دخالتهای مرگبار در سوریه و عراق، جنگافروزی در یمن، تروریسم در کویت و بحرین، تست موشکهای جدید و …
مریم رجوی تأکید کرد: روحانی میخواهد با سفر به اروپا ضعف و انزوای رژیم را بپوشاند. او تلاش میکند با مدرهنمایی اعدامها در ایران و نقش آخوندها در کشتار سوریها را بپوشاند.
مریم رجوی افزود: مردم ایران انتظار دارند که فرانسه به فریبکاریهای او میدان ندهد. شایسته است که فرانسه در کنار مردم ایران بایستد. این هم دفاع از انسانیت است، هم دفاع از ارزشهای فرانسه و هم یک سیاست صحیح.
مریم رجوی افزود: برخی حامیان ملاها می گویند روحانی از این سیاستها جداست. اما روحانی خود را از این سیاستها جدا نمیکند. او از اعدامها دفاع میکند، از دیکتاتوری بشار اسد حمایت میکند، برای گسترش موشکهای سپاه پاسداران تلاش میکند و همیشه مدافع تئوکراسی است.
شماری از شخصیتهای سیاسی و شهرداران و منتخبان مردم فرانسه از جمله راما یاد، وزیر سابق حقوق بشر؛ دومینیک لوفور نماینده مجلس ملی؛ استاندار افتخاري ايو بونه ، ژان پل ژاندون شهردار سرژي، برونو ماسه شهردار ويليه آدام، كلو كريگیر شهردار آنير سور اواز، خليد ال فرا، ژان پیر بکه شهردار سابق اور سوراوآز، ژاك فيت شهردار سابق نوويل سوراوآز ، ژيلبر مارساك شهردار سابق ژويي لو موتيه، خانم سیلوی فاسیه شهردار پن، آرماند ژآکمن شهردار موسي لوويو، هروه توگوئه شهردار ويلپاريسي و سئواد آنسلو به نمایندگی از منتخبان استان سن اٍ مارن، دومینيك بايي شهردار ووژور ، محمد شرفاوي، بوعلم بن خلوف، به نمایندگی از منتخبان استان سن دنی، ژاکی دومینی شهردار اورس در این اجلاس سخنرانی کردند.


مریم رجوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه رژیم ایران هفته گذشته به ناچار اجرای توافق اتمی را آغاز کرد گفت: با افشاگریهای مقاومت ایران و تحریم جامعه جهانی رژیم آخوندی مجبور شد از پروژههای شوم اتمی خود دست بکشد. این تجربه خیلی مهمی بود و ثابت کرد که این رژیم فشارپذیر است.
وی تأکید کرد که اکنون زمان آن است که این رژیم را وادار به توقف اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی کرد. رژیم باید حمله به پناهندگان کمپ لیبرتی و برنامه موشکیاش را متوقف کند. تنها راه صلح و ثبات در منطقه خلع ید از رژیم در منطقه، در سوریه و عراق و لبنان و یمن و ... توقف کشتار مردم بیدفاع سوریه است.
مریم رجوی با ابراز انزجار از واقعه هولناک ۱۳نوامبر در فرانسه گسترش انفجاری گروه داعش را از عواقب ویرانگر سلطهجویی ملاها در منطقه خواند و گفت: وقتی ملاها به کمک رژیمهای دستنشانده خود در عراق و سوریه مردم را سرکوب کردند، فرصت برای گسترش داعش فراهم شد.
مریم رجوی گفت: قرآن گفته است که در دین اجباری وجود ندارد. بهاین دلیل ما قاطعانه احکام شریعت ملاها را که برخلاف اسلام است، رد می کنیم.ما حکومت استبدادی را رد میکنیم. چه با نام ولایت فقیه در تهران چه با نام خلافت یا دولت اسلامی.اسلام حقیقی مدافع آزادی و برابری زنان است، خواهان حاکمیت مردم است، و به بردباری فرا میخواند.
در این برنامه همچنین چند قطعه موزیک زیبا توسط استاد محمد شمس و حمیدرضا طاهر زاده از موسیقیدانان و هنرمندان عضو شورای ملی مقاومت اجرا شد.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۴بهمن ۱۳۹۴ (۲۴ژانویه ۲۰۱۶)
Friday, January 29, 2016
Monday, January 25, 2016
ایران- آزادی آخرین دسته از زندانیان سیاسی
عبدالعلی معصومی: ۳۰ دی۱۳۵۷ روز آزادی آخرین گروه زندانیان سیاس
در شامگاه روز 30دی1357، 162 زندانی سیاسی، از جمله مسعود رجوی و موسی خیابانی پس از تحمّل بیش از 7سال زندان, از زندان قصر آزاد شدند. هزاران نفر دربرابر درب زندان از زندانیان آزادشده استقبال پرشوری بهعمل آوردند.
روزنامۀ کیهان اول بهمن57، در گزارشی نوشت: «محوطۀ زندان [قصر] تا پاسی از شب گذشته یکپارچه شور و هیجان بود. خویشان و بستگان، دوستان و آشنایان و رفقا، که همۀ روز و ساعاتی از شب را بی تابانه انتظار کشیده بودند، با شعار "درود بر فدایی، سلام بر مجاهد"، برای فرزندان پاکنهاد و آزادیخواه ملت آغوش گشودند و این درحالی بود که عدّۀ کثیری از خانواده های زندانیان سیاسی در کانون وکلا هنوز به تحصّن خود ادامه می دادند و منتظر عزیزانشان بودند».
کیهان بااشاره به خوانده شدن اسامی زندانیان آزادشده از بلندگوی زندان افزود: «باخوانده شدن هر اسم، اجتماع چندین هزار نفری مردم درود می فرستادند و غریو شادی بود که بر می خاست… پس از آن برای این که مردم از آزادی زندانیان سیاسی اطمینان حاصل کنند، یکی از زندانیان مستقیماً از پشت میکروفن با آنها صحبت کرد… مسعود رجوی درحالی که با احساسات پرشور مردم رو به رو گشته بود، گفت: "آیا هیچ واژه یی هست که بشود با به زبان آوردنش از شما مردم تشکرکرد؟ به راستی که ما همه این آزادی را مدیون شما هستیم، نه شخص دیگری یا گروهی خاص". او سپس خاطرنشان ساخت که تمامی زندانیان آزادشده همین امشب آزاد خواهند شد.
طاقت انتظار دیگر از همه سلب شده بود. ازدحام جمعیت در جلو در ورودی لحظه به لحظه فشرده تر می شد. انگار مردم انتظار داشتند در بزرگ آهنی را از جا بکنند و به عزیزان آن سو بپیوندند…
حوالی ساعت9 شب بود که اولین دستۀ آزادشدگان در زیر نور خیرهکننده پروژکتورهای فیلمبرداران و عکاسان داخلی و خارجی از در زندان خارج شدند. جمعیت با آویختن حلقه های گل به گردنشان آنها را می قاپیدند و بر روی دوش خود می بردند و شعار "درود بر زندانی سیاسی" و "زندانی سیاسی، تو افتخار ملتی" را سر می دادند».
مسعود رجوی، پس از آزادی از زندان, در روز 4بهمن، در دانشگاه تهران سخنرانی کرد. روزنامۀ کیهان 5بهمن، در گزارشی تحت عنوان «کودتا نمی تواند سدّ پیروزی خلق باشد»، بخشی از این سخنان را منتشرکرد: «... آزادی؛ خجسته آزادی؛ آزادی یعنی روح، جوهر و ماهیتِ انسان؛ آن چیزی که شهیدان به خاطرش جان باختند، اسیران به زندان افتادند، تبعیدیان مهاجرت کردند و خلق قهرمان قیام کرد… لحظاتی هستند که فکر نمی کنم نه تنها من, بلکه هیچ کس توان وصف آنها را داشته باشد، مثلاً لحظۀ دستگیری؛ لحظات رنج و عذاب؛ لحظه یی که با شهیدی وداع می کنید، لبهای تبدارش را می بوسید و طنین قلبش را می شنوید؛ لحظه یی که با فریاد شکنجۀ خواهرتان یا برادرتان از خواب می پرید یا لحظه یی که خبر شهادت خواهر یا برادری را می شنوید یا لحظهیی که خلق قیام می کند و شما را آزاد می کند و به آغوش خلقتان باز می گردید…
وقتی ما رفتیم, تنها رفتیم، با چشمهای بسته ما را بردند، بر دستها و پاهایمان چیزی جز زنجیر نبود، امّا وقتی برگشتیم، در آغوش مردممان بودیم و بر دستهایمان گل بود و بر چهره هایمان بوسه، آیا میشود این لحظات را وصف کرد؟…
وقتی ما رفتیم، آسمان تیره و تار بود، گه گاه ستاره یی در کسوَتِ (=لباس) یک شهید می درخشید، ولی پاسدارانِ شب به سرعت پایینش می کشیدند, ولی امروز آسمان غرق ستاره هاست…
یک روز به ما گفتند که قم قیام کرده، این زنان و مردان انقلابی قم قیام کردند، شهید دادند، درود بر قم! بعد نوبت به تبریز رسید، خاطرۀ ستّار و باقر زنده شد. تبریز قهرمان، تبریز آزادی ستان قیام کرد. بعد… در روزنامه هایشان اعلام کردند که تمام شد، دیگر خبری نیست. امّا یکی, یکی نوبت رسید به شهرها؛ جَهرم، شیراز، یزد، اصفهان، مشهد، همدان، کرمان و… قیام کردند. درود به این شهرها، درود بر شهیدان، و بعد در 17شهریور، تهران بزرگ به عهد خودش وفا کرد. ای کاش ما می بودیم در مقابل آن صفوف، و شنیدیم که مادرانمان، خواهرانمان بودند… آیا آن لحظه را می شود وصف کرد؟ احساس میکنید فرزندانتان در آن لحظه در چه حالتی بودند؟ درود بر تهران بزرگ… حتّی ما هم از پشت دیوارهای بِتونی، گاه شعارها را می شنیدیم. موج اعتصابات، موج اقدامهای متهوّرانه انقلابی سراسر کشور را فراگرفت. بله ما میشنیدیم، جانبازیها، فداکاریهای کارگران نفت و برق و مخابرات و همه کارگران را، بازار و دانشگاه را، بله این خلق و شما بودید که اسیرانتان را میخواستید. مسأله، مسأله این اسیر و آن اسیر نبود. حُرمت مردم خدشه دار شده بود؛ قُدسیت آزادی خدشهدار شده بود… و بالاخره یک روز خواندیم و شنیدیم که بت شکسته شد و تَندیسها فروکشیده شدند و خلق, اولین قدم پیروزیش را برداشت. درود به خلق قهرمان و درود به شهیدان خلق قهرمان. مگر می شود خورشید را کشت؟ مگر می شود باد را از وزیدن بازداشت و باران را از باریدن، مگر می شود اقیانوس را خشک کرد؟ مگر می شود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روییدن لاله ها شد؟ و مگر می شود ملتی را تا به ابد اسیر نگه داشت؟ مگر می شود خلقی را تا به ابد در زنجیر نگه داشت؟ نه… نه… چرا؟ زیرا خواست خداست؛ اراده خلق است؛ سنّت تاریخ و قانون اجتماع است؛ میعاد خداست؛ میعاد تخلّف ناپذیر. بله سنّت خداست. سیر تاریخ است. بشارت همۀ انبیا و پیام آوران، مُصلحین و انقلابیون بزرگ جهانی این است: خلق پیروز میشود. آینده تابناک است...» (روزنامۀ کیهان, 5بهمن1357).
آقای رجوی در سخنانی در روز 30دی1388 در این باره گفت: «...31سال پیش در 4بهمن 1357 که سه روز بود از زندان شاه، در بحبوحۀ قیام مردم، آزاد شده بودیم، من در اولین سخنرانی در دانشگاه تهران حرفم و شعارم از جانب مجاهدین این بود که "پیروزباد انقلاب دموکراتیک ایران". در آن ایام جماعت خمینی به تازگی شعار "انقلاب اسلامی" می دادند. یکی از حاضران سؤال کرد "انقلاب دموکراتیک یعنی چه؟" جواب دادم "یعنی انقلابی با شرکت مردم، یعنی با شرکت و حاکمیت تمام طبقات و اقشار خلق که یک نظام مردمی شورایی را تداعی بکند".
در همین سخنرانی به صراحت گفتم: "من نیامدم این جا که روند خود به خودی قضایا را فقط ستایش کنم؛ ما نیامدیم که آن چه را هست، و فقط هست، تأیید کنیم. لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد، و چه چیز هم نباید باشد. آیا ما می خواهیم نسل ملعونی باشیم، نسل نفرین شده یی باشیم که فرصتها را از دست دادند...؟
من و برادرانم نیامدیم به این دانشگاه، به این شهادتگاه و به این زیارتگاه، که هرچه را هست، هرچه را خود به خودی اتّفاق می افتد، بی عیب بدانیم. زیرا آنها تنها با عمل کردن بر روی اختلافهای درونی ما، روی تعارضات حتی درونی ما، امکان پیدا می کنند که دستاوردهایمان را بگیرند، اختناق را تکرار کنند و آزادی را به عقب بیندازند".
سپس، بلافاصله، اضافه کردم: "صبر و تحمّل، شکیبایی )صبر به معنای انقلابیش(، بلندنظری و احساس مسئولیت، نخستین وظایف و نخستین ویژگیهای یک انقلابی یا یک گروه انقلابی است. اگر این را نداریم، یا نیست و یا نمی توانیم کسب کنیم، بهتر است که خداخافظی کنیم. زیرا مردم زبان حالشان این خواهد بود که "مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان".
تازه اول کار است. برادران و خواهران، رزمندگان و مبارزین، ما سرنداده بودیم که به جایش زر بگیریم. مگر جانمان را برای این داده بودیم که به جایش جاه بگیریم؟ از جا برنخاسته بودیم؛ قیام نکرده بودیم که در جاهای بهتر و صندلیهای بهتر و مقامهای بهتری قُعود کنیم» (استراتژی قیام و سرنگونی ـ کتاب اول ـ صفحه 20).
مسعود رجوی در روز سوم اسفند 1357 در مراسم تشییع پیکر مجاهد شهید محمدرضا طلوع شریفی, از زندانیان دورۀ شاه و از اعضای سازمان مجاهدین در دانشگاه تهران سخن گفت و دیدگاهها و مواضع مجاهدین را دربارۀ مُبرمترین مسائل روز اعلام کرد: «... انقلاب ما ناقص و ناتمام و رو به اُفول خواهد بود مگر این که: ـ هیچگونه تضییق نظامی و سیاسی برای انقلابیون اصیل و جان بر کف که از قدیم می جنگیده اند، به وجود نیاید؛ ـ انتصابات تا سرحد امکان و بهخصوص در سطح کادرهای رهبریکننده با نظر شوراهای مردمی صورت گیرد. به این ترتیب, عموم طبقات و قشرهای خلق, چه در ارتش و چه در دانشگاهها و چه در کارخانهها و ادارات, در حیات سیاسی و اقتصادی مردم سهیم میگردند و با جان و دل در احیا و بازسازی و محافظت از آن کوشش می کنند» (روزنامۀ کیهان، 6اسفند1357). مسعود رجوی با این سخنرانی، مرزبندیهای مجاهدین با حاکمیت جدید را اعلام کرد و فهماند که بین برداشتهای مجاهدین و خمینی از اسلام، تضادهای آشکاری موجود است. مهدی ابریشمچی در این زمینه می گوید: «سخنرانی 4اسفند57 برادرمان مسعود، سنگ بنای رابطۀ مجاهدین، یا بهتر است بگویم جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران، با خمینی بود. نکتۀ خیلی مهم این بود که این موضعگیری واقعاً مخالف انتظار اکثریت مردم بود، به این دلیل که این موضعگیری درست در روزهایی انجام گرفت که خمینی در اوج محبوبیت بی بدیل روزهای اول حاکمیت خود بود. رژیم شاه ساقط شده بود و مردم تصویر خمینی را در ماه می دیدند. در آن شرایط، مسعود از نقاط تضاد و افتراق ما با خمینی صحبت کرد و از اینکه باید بر چه اصولی پافشاری شود و چه چیزهایی نباید کنار گذاشته شود. در کانون مسائل، مسألۀ آزادیها بود. یعنی مُبرمترین مسألۀ انقلاب ایران که تا امروز هم، چنان که می بینیم، مسألۀ جنبش است و اتفاقاً خط مجاهدین را از تمام خطهای دیگر جداکرده، امروز هم شورای ملی مقاومت روی همین خط پایه گذاری شده است. مخاطب مشخّص این سخنرانی خمینی بود؛ کسی که بر سر کار بود. درواقع, به خمینی گوشزد می شد که نباید زیر آن چه که در مورد مسألۀ آزادیها در پاریس قول دادی بزنی! و نباید ذرّه یی بهمسألۀ آزادیها, که مردم به خاطرش انقلاب کردند، خَش وارد شود...» (30خرداد بهروایت شاهدان, خرداد 1377, ص21).
کیهان بااشاره به خوانده شدن اسامی زندانیان آزادشده از بلندگوی زندان افزود: «باخوانده شدن هر اسم، اجتماع چندین هزار نفری مردم درود می فرستادند و غریو شادی بود که بر می خاست… پس از آن برای این که مردم از آزادی زندانیان سیاسی اطمینان حاصل کنند، یکی از زندانیان مستقیماً از پشت میکروفن با آنها صحبت کرد… مسعود رجوی درحالی که با احساسات پرشور مردم رو به رو گشته بود، گفت: "آیا هیچ واژه یی هست که بشود با به زبان آوردنش از شما مردم تشکرکرد؟ به راستی که ما همه این آزادی را مدیون شما هستیم، نه شخص دیگری یا گروهی خاص". او سپس خاطرنشان ساخت که تمامی زندانیان آزادشده همین امشب آزاد خواهند شد.
طاقت انتظار دیگر از همه سلب شده بود. ازدحام جمعیت در جلو در ورودی لحظه به لحظه فشرده تر می شد. انگار مردم انتظار داشتند در بزرگ آهنی را از جا بکنند و به عزیزان آن سو بپیوندند…
حوالی ساعت9 شب بود که اولین دستۀ آزادشدگان در زیر نور خیرهکننده پروژکتورهای فیلمبرداران و عکاسان داخلی و خارجی از در زندان خارج شدند. جمعیت با آویختن حلقه های گل به گردنشان آنها را می قاپیدند و بر روی دوش خود می بردند و شعار "درود بر زندانی سیاسی" و "زندانی سیاسی، تو افتخار ملتی" را سر می دادند».
مسعود رجوی، پس از آزادی از زندان, در روز 4بهمن، در دانشگاه تهران سخنرانی کرد. روزنامۀ کیهان 5بهمن، در گزارشی تحت عنوان «کودتا نمی تواند سدّ پیروزی خلق باشد»، بخشی از این سخنان را منتشرکرد: «... آزادی؛ خجسته آزادی؛ آزادی یعنی روح، جوهر و ماهیتِ انسان؛ آن چیزی که شهیدان به خاطرش جان باختند، اسیران به زندان افتادند، تبعیدیان مهاجرت کردند و خلق قهرمان قیام کرد… لحظاتی هستند که فکر نمی کنم نه تنها من, بلکه هیچ کس توان وصف آنها را داشته باشد، مثلاً لحظۀ دستگیری؛ لحظات رنج و عذاب؛ لحظه یی که با شهیدی وداع می کنید، لبهای تبدارش را می بوسید و طنین قلبش را می شنوید؛ لحظه یی که با فریاد شکنجۀ خواهرتان یا برادرتان از خواب می پرید یا لحظه یی که خبر شهادت خواهر یا برادری را می شنوید یا لحظهیی که خلق قیام می کند و شما را آزاد می کند و به آغوش خلقتان باز می گردید…
وقتی ما رفتیم, تنها رفتیم، با چشمهای بسته ما را بردند، بر دستها و پاهایمان چیزی جز زنجیر نبود، امّا وقتی برگشتیم، در آغوش مردممان بودیم و بر دستهایمان گل بود و بر چهره هایمان بوسه، آیا میشود این لحظات را وصف کرد؟…
وقتی ما رفتیم، آسمان تیره و تار بود، گه گاه ستاره یی در کسوَتِ (=لباس) یک شهید می درخشید، ولی پاسدارانِ شب به سرعت پایینش می کشیدند, ولی امروز آسمان غرق ستاره هاست…
یک روز به ما گفتند که قم قیام کرده، این زنان و مردان انقلابی قم قیام کردند، شهید دادند، درود بر قم! بعد نوبت به تبریز رسید، خاطرۀ ستّار و باقر زنده شد. تبریز قهرمان، تبریز آزادی ستان قیام کرد. بعد… در روزنامه هایشان اعلام کردند که تمام شد، دیگر خبری نیست. امّا یکی, یکی نوبت رسید به شهرها؛ جَهرم، شیراز، یزد، اصفهان، مشهد، همدان، کرمان و… قیام کردند. درود به این شهرها، درود بر شهیدان، و بعد در 17شهریور، تهران بزرگ به عهد خودش وفا کرد. ای کاش ما می بودیم در مقابل آن صفوف، و شنیدیم که مادرانمان، خواهرانمان بودند… آیا آن لحظه را می شود وصف کرد؟ احساس میکنید فرزندانتان در آن لحظه در چه حالتی بودند؟ درود بر تهران بزرگ… حتّی ما هم از پشت دیوارهای بِتونی، گاه شعارها را می شنیدیم. موج اعتصابات، موج اقدامهای متهوّرانه انقلابی سراسر کشور را فراگرفت. بله ما میشنیدیم، جانبازیها، فداکاریهای کارگران نفت و برق و مخابرات و همه کارگران را، بازار و دانشگاه را، بله این خلق و شما بودید که اسیرانتان را میخواستید. مسأله، مسأله این اسیر و آن اسیر نبود. حُرمت مردم خدشه دار شده بود؛ قُدسیت آزادی خدشهدار شده بود… و بالاخره یک روز خواندیم و شنیدیم که بت شکسته شد و تَندیسها فروکشیده شدند و خلق, اولین قدم پیروزیش را برداشت. درود به خلق قهرمان و درود به شهیدان خلق قهرمان. مگر می شود خورشید را کشت؟ مگر می شود باد را از وزیدن بازداشت و باران را از باریدن، مگر می شود اقیانوس را خشک کرد؟ مگر می شود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روییدن لاله ها شد؟ و مگر می شود ملتی را تا به ابد اسیر نگه داشت؟ مگر می شود خلقی را تا به ابد در زنجیر نگه داشت؟ نه… نه… چرا؟ زیرا خواست خداست؛ اراده خلق است؛ سنّت تاریخ و قانون اجتماع است؛ میعاد خداست؛ میعاد تخلّف ناپذیر. بله سنّت خداست. سیر تاریخ است. بشارت همۀ انبیا و پیام آوران، مُصلحین و انقلابیون بزرگ جهانی این است: خلق پیروز میشود. آینده تابناک است...» (روزنامۀ کیهان, 5بهمن1357).
آقای رجوی در سخنانی در روز 30دی1388 در این باره گفت: «...31سال پیش در 4بهمن 1357 که سه روز بود از زندان شاه، در بحبوحۀ قیام مردم، آزاد شده بودیم، من در اولین سخنرانی در دانشگاه تهران حرفم و شعارم از جانب مجاهدین این بود که "پیروزباد انقلاب دموکراتیک ایران". در آن ایام جماعت خمینی به تازگی شعار "انقلاب اسلامی" می دادند. یکی از حاضران سؤال کرد "انقلاب دموکراتیک یعنی چه؟" جواب دادم "یعنی انقلابی با شرکت مردم، یعنی با شرکت و حاکمیت تمام طبقات و اقشار خلق که یک نظام مردمی شورایی را تداعی بکند".
در همین سخنرانی به صراحت گفتم: "من نیامدم این جا که روند خود به خودی قضایا را فقط ستایش کنم؛ ما نیامدیم که آن چه را هست، و فقط هست، تأیید کنیم. لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد، و چه چیز هم نباید باشد. آیا ما می خواهیم نسل ملعونی باشیم، نسل نفرین شده یی باشیم که فرصتها را از دست دادند...؟
من و برادرانم نیامدیم به این دانشگاه، به این شهادتگاه و به این زیارتگاه، که هرچه را هست، هرچه را خود به خودی اتّفاق می افتد، بی عیب بدانیم. زیرا آنها تنها با عمل کردن بر روی اختلافهای درونی ما، روی تعارضات حتی درونی ما، امکان پیدا می کنند که دستاوردهایمان را بگیرند، اختناق را تکرار کنند و آزادی را به عقب بیندازند".
سپس، بلافاصله، اضافه کردم: "صبر و تحمّل، شکیبایی )صبر به معنای انقلابیش(، بلندنظری و احساس مسئولیت، نخستین وظایف و نخستین ویژگیهای یک انقلابی یا یک گروه انقلابی است. اگر این را نداریم، یا نیست و یا نمی توانیم کسب کنیم، بهتر است که خداخافظی کنیم. زیرا مردم زبان حالشان این خواهد بود که "مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان".
تازه اول کار است. برادران و خواهران، رزمندگان و مبارزین، ما سرنداده بودیم که به جایش زر بگیریم. مگر جانمان را برای این داده بودیم که به جایش جاه بگیریم؟ از جا برنخاسته بودیم؛ قیام نکرده بودیم که در جاهای بهتر و صندلیهای بهتر و مقامهای بهتری قُعود کنیم» (استراتژی قیام و سرنگونی ـ کتاب اول ـ صفحه 20).
مسعود رجوی در روز سوم اسفند 1357 در مراسم تشییع پیکر مجاهد شهید محمدرضا طلوع شریفی, از زندانیان دورۀ شاه و از اعضای سازمان مجاهدین در دانشگاه تهران سخن گفت و دیدگاهها و مواضع مجاهدین را دربارۀ مُبرمترین مسائل روز اعلام کرد: «... انقلاب ما ناقص و ناتمام و رو به اُفول خواهد بود مگر این که: ـ هیچگونه تضییق نظامی و سیاسی برای انقلابیون اصیل و جان بر کف که از قدیم می جنگیده اند، به وجود نیاید؛ ـ انتصابات تا سرحد امکان و بهخصوص در سطح کادرهای رهبریکننده با نظر شوراهای مردمی صورت گیرد. به این ترتیب, عموم طبقات و قشرهای خلق, چه در ارتش و چه در دانشگاهها و چه در کارخانهها و ادارات, در حیات سیاسی و اقتصادی مردم سهیم میگردند و با جان و دل در احیا و بازسازی و محافظت از آن کوشش می کنند» (روزنامۀ کیهان، 6اسفند1357). مسعود رجوی با این سخنرانی، مرزبندیهای مجاهدین با حاکمیت جدید را اعلام کرد و فهماند که بین برداشتهای مجاهدین و خمینی از اسلام، تضادهای آشکاری موجود است. مهدی ابریشمچی در این زمینه می گوید: «سخنرانی 4اسفند57 برادرمان مسعود، سنگ بنای رابطۀ مجاهدین، یا بهتر است بگویم جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران، با خمینی بود. نکتۀ خیلی مهم این بود که این موضعگیری واقعاً مخالف انتظار اکثریت مردم بود، به این دلیل که این موضعگیری درست در روزهایی انجام گرفت که خمینی در اوج محبوبیت بی بدیل روزهای اول حاکمیت خود بود. رژیم شاه ساقط شده بود و مردم تصویر خمینی را در ماه می دیدند. در آن شرایط، مسعود از نقاط تضاد و افتراق ما با خمینی صحبت کرد و از اینکه باید بر چه اصولی پافشاری شود و چه چیزهایی نباید کنار گذاشته شود. در کانون مسائل، مسألۀ آزادیها بود. یعنی مُبرمترین مسألۀ انقلاب ایران که تا امروز هم، چنان که می بینیم، مسألۀ جنبش است و اتفاقاً خط مجاهدین را از تمام خطهای دیگر جداکرده، امروز هم شورای ملی مقاومت روی همین خط پایه گذاری شده است. مخاطب مشخّص این سخنرانی خمینی بود؛ کسی که بر سر کار بود. درواقع, به خمینی گوشزد می شد که نباید زیر آن چه که در مورد مسألۀ آزادیها در پاریس قول دادی بزنی! و نباید ذرّه یی بهمسألۀ آزادیها, که مردم به خاطرش انقلاب کردند، خَش وارد شود...» (30خرداد بهروایت شاهدان, خرداد 1377, ص21).
Saturday, January 23, 2016
ایران- فراخوان به شرکت درتظاهرات علیه پذیرش رئیس جمهور اعدام در فرانسه
مقالات
منوچهرهزارخانی: فراخوان به شرکت درتظاهرات علیه پذیرش رئیس جمهور اعدام در فرانسه
هم میهنان گرامی، یاران مقاومت،
سالها پیش تر، وقتی اولین ”تدارکاتچی“ همین دستگاه کنونی ولایت به اروپا سفر کرد، عمدتا برای آن بود که از دولتهای میزبان خواهان همکاری برای خفه کردن جنبش سازمان یافتة مردم ایران شود. او در به دست آوردن نتیجة مورد آرزویش چندان موفق نبود و تنها رهاورد سفرش در بازگشت، قرار داده شدن نام جنبش مقاومت در لیست سیاه پاره یی از این کشورها بود. ماجرای آن چه پس از آن گذشت، حاکی از موفقیت مقاومت در باطل کردن همة آن ”لیست گذاری“ های کذایی به حکم دادگاههای همین کشورهای ”لیست گذار“ است، هنوز در ذهن همة ما هست و نیاز به تکرار ندارد.
حالا همان دستگاه ولایت ضدبشری قصد دارد ”تدارکاتچی“ دومی را، که بر اثر سگ دعواهای درونی به گردنش گذاشته شده، برای بهره برداری از ”فرجام برجام“ در جهت کش دادن عمر به پایان رسیده اش به اروپا بفرستد. به نظر من وظیفة همه دوستداران رهایی مردم ایران کاملا روشن است: اول، استقبال هر چه بیشتر و هر چه باشکوه تر از برنامة همیاری تلویزیون آزادی، دوم شرکت هر چه انبوه تر و سرزنده تر در تظاهرات سازمان داده شده در اعتراض به پذیرش نماینده رژیمی که رکورد دار اعدام هم میهنان خود و سرکوب هر گونه صدای اعتراض است.
مرگ بر اصل و فرع ولایت فقیه!
حالا همان دستگاه ولایت ضدبشری قصد دارد ”تدارکاتچی“ دومی را، که بر اثر سگ دعواهای درونی به گردنش گذاشته شده، برای بهره برداری از ”فرجام برجام“ در جهت کش دادن عمر به پایان رسیده اش به اروپا بفرستد. به نظر من وظیفة همه دوستداران رهایی مردم ایران کاملا روشن است: اول، استقبال هر چه بیشتر و هر چه باشکوه تر از برنامة همیاری تلویزیون آزادی، دوم شرکت هر چه انبوه تر و سرزنده تر در تظاهرات سازمان داده شده در اعتراض به پذیرش نماینده رژیمی که رکورد دار اعدام هم میهنان خود و سرکوب هر گونه صدای اعتراض است.
مرگ بر اصل و فرع ولایت فقیه!
Labels:
اعتراض,
ایران,
تظاهرات,
مردم ایران,
مقاومت ایران,
ولایت فقیه
Friday, January 22, 2016
ایران -اخبار مهم عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان: حمله به نمایندگی های دیپلماتیک ما سیاست های خصمانه رژیم ایران را فاش کرد
عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان روز پنجشنبه اول بهمن در نشست فوق العاده وزیران خارجه کشورهای اسلامی در جده طی سخنانی اقدامات مداخله جویانه رژیم ایران را مورد حمله قرار داد و گفت: «حمله به نمایندگی های دیپلماتیک عربستان در راستای سیاست های خصمانه حاکمیت رژیم ایران، دخالت مستمر در امور داخلی کشورهای منطقه، اقدامات تحریک آمیز و دامن زدن به فتنه گری فرقه ای و مذهبی در منطقه است».
وی افزود: ”این سیاست ها عامل اصلی بی ثباتی، بحران و جنگ به شمار می رود که منطقه گرفتار آن است. این اقدامات از رژیمی سر می زند که به عنوان عضو سازمان همکاری اسلامی نه تنها به منشور این سازمان بی احترامی کرده بلکه حتی به اصول سازمان که از دین اسلامی ما گرفته شده پایبند نیست."
عادل الجبیر که در نشست فوق العاده شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی صحبت می کرد همچنین گفت: ”اقدامات چالش طلبانه و تحریک آمیز حاکمان رژیم ایران به حدی رسیده که با فخر فروشی اعلام می کنند کشورشان بر چهار پایتخت عربی سیطره داشته و به آموزش 200 هزار جنگجو در شماری از کشورهای منطقه می پردازند. این شواهد نشانه های روشنی از سیاست های کنونی رژیم ایران نسبت به کشورهای همسایه و کشورهای عربی منطقه به شمار می روند."
وزیر خارجه عربستان خاطرنشان کرد: ”این نشست مهم در شرایطی برگزار می شود که حمله (به سفارت و کنسولگری عربستان در ایران) تنها بخشی از حملات مستمر و سیستماتیکی است که در 35 سال گذشته نمایندگی های دیپلماتیک در ایران را هدف قرار داده است. در عین حال حاکمیت تهران هیچ تلاشی برای توقف تجاوزات به نمایندگی های دیپلماتیک انجام نداده و مقامهای رژیم ایران تنها به انتشار بیانیه هایی در محکومیت این اقدامات می پردازند“.
وی در پایان گفت: ”سازمان همکاری اسلامی باید امروز موضع قاطعانه ای متناسب با اصول درج شده در منشور این سازمان، اصول توافقنامه ها و قراردادهای بین المللی اتخاذ کند."
عادل الجبیر که در نشست فوق العاده شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی صحبت می کرد همچنین گفت: ”اقدامات چالش طلبانه و تحریک آمیز حاکمان رژیم ایران به حدی رسیده که با فخر فروشی اعلام می کنند کشورشان بر چهار پایتخت عربی سیطره داشته و به آموزش 200 هزار جنگجو در شماری از کشورهای منطقه می پردازند. این شواهد نشانه های روشنی از سیاست های کنونی رژیم ایران نسبت به کشورهای همسایه و کشورهای عربی منطقه به شمار می روند."
وزیر خارجه عربستان خاطرنشان کرد: ”این نشست مهم در شرایطی برگزار می شود که حمله (به سفارت و کنسولگری عربستان در ایران) تنها بخشی از حملات مستمر و سیستماتیکی است که در 35 سال گذشته نمایندگی های دیپلماتیک در ایران را هدف قرار داده است. در عین حال حاکمیت تهران هیچ تلاشی برای توقف تجاوزات به نمایندگی های دیپلماتیک انجام نداده و مقامهای رژیم ایران تنها به انتشار بیانیه هایی در محکومیت این اقدامات می پردازند“.
وی در پایان گفت: ”سازمان همکاری اسلامی باید امروز موضع قاطعانه ای متناسب با اصول درج شده در منشور این سازمان، اصول توافقنامه ها و قراردادهای بین المللی اتخاذ کند."
Friday, January 15, 2016
ایران- اعدام هوشنگ زارع هنگام بازداشت کمتر از18 سال سن داشته است.
ایران- اعدام هوشنگ زارع هنگام بازداشت کمتر از18 سال سن داشته است.
کارنامه سراسر جنایت شکنجه واعدام رژیم آخوندی درایرانهرروز قطورتر می شود متاسفانه جامعه جهانی هنوز هم درحال مماشات با سران جنایتکار ایران هستند کسانیکه در استمرار جنایات این رژیم که 35سال ارامه دارد نقش فعالی دارند و دولت مردان غرب ازکیسه مردم و مقاومت ایران هرروز می پرازند تا که این رژیم پابه گور سرپا بماند.
همین دیروزدژخیمان
خامنه ای 3 زندانی را روز چهارشنبه 23دی در محوطه زندان عادل آباد شیراز اعدام
کردند.
گفته می
شود یکی از این زندانیان که هوشنگ زارع نام داشت، هنگام بازداشت کمتر از18 سال سن
داشته است.
همچنین گفته می شود دو زندانی دیگر روز چهارشنبه همراه هوشنگ زارع در زندان عادل
آباد شیراز اعدام شدند.
دستگاه قضایی رژیم تاکنون در مورد این اعدامها اطلاع رسانی نکرده است.
رژیم ضدبشری آخوندی در هراس از گسترش اعتراضات مردمی در آستانه نمایش انتخابات بر
دامنه سرکوب، بهویژه مجازات وحشیانه اعدام افزوده است، بهنحوی که تنها طی هفته
گذشته بیش از 20 زندانی را در شهرهای مختلف به داری آویخت
: این روزها مقاومت ایران فراخوان به تظاهرات تحت عنوان
نه به آخوند روحانی در پاریس -
محکومیت سفر رئیس جمهور اعدام
:که شخصیت های مختلف این سفر را محکوم کردند
پیام های
شخصیت های سیاسی، حقوق بشری و مذهبی به محکومیت سفر آخوندک شیاد و رئیس
جمهور رکوردار اعدام به پاریس
رئیس
مشترک جنبش مراپ :
استقبال از یک دیکتاتور اشتباه اخلاقی و سیاسی است. زیرا با استقبال از روحانی،
جنایاتی که در ایران صورت می گیرد را می پوشاند. و این رژیم را در ادامه جنایاتش
تشویق می کند
شرایط در ایران هر روز بدتر می شود و همه روزه شاهد اعدامها و شکنجه، قطع عضو و نقض افزایش یابنده حقوق بشر هستیم. میثاق حقوق بشر اولین بار در فرانسه اعلام شد و فرانسه را کشور حقوق بشر می نامیم که نباید یک دیکتاتور را بپذیرد. آنهم بدتر نوع آن یعنی دیکتاتوری مذهبی را. .ادامه مطلب کلیک کنید
شرایط در ایران هر روز بدتر می شود و همه روزه شاهد اعدامها و شکنجه، قطع عضو و نقض افزایش یابنده حقوق بشر هستیم. میثاق حقوق بشر اولین بار در فرانسه اعلام شد و فرانسه را کشور حقوق بشر می نامیم که نباید یک دیکتاتور را بپذیرد. آنهم بدتر نوع آن یعنی دیکتاتوری مذهبی را. .ادامه مطلب کلیک کنید
درهمین رابطه بارها خانم مریم رجوی نقض حقوق بشر مردم ایران را محکوم کردم
همچنین خانم مریم رجوی طی سخنرانی دراجلاس بررسی نقض حقوق بشردرایران درفرانسخ د گفتند....برای مطالعه کلیک کنید .
خانممریم رجوی طی بیانیه ای فردا ایران را تشریح کردند از جمله اینکه ایران فردا بدون اعدام ..برای اطلاع بیشتر متن بیانیه را با کلیک میتوانید مطالعه کنید
همه باهم با حمایت از طرح های آینده ایران مریم رجوی میتوانیم نقش مهمی درساختن ایران آزاد داشته باشیم . تلاش کنیم برای میهن درزنجیرمریم رجوی را برای مردم ایران به ارمغان ببریم .
Wednesday, January 6, 2016
ایران- شکست استراتژی صدور بحران ژریم ایران به خارج مرزها
این روز ها شاهد موضع گیریهای شخصیت های مهم کشورهای عربی علیه رژیم ایران هستیم .چرا دوران سرنگونی رژیم آخوندی ایران نزدیک است .چراکه نقاب ازچهره دین فروش آخوند های ایران کنار رفته است به یمن مقاومت وپایداری فرزندان رشیدایران زمین در اشرف و لیبرتی به جهانیان و کشور های منقطه نشان داد که درمقابل این رژیم جنایت کارایران باید ایستاد ومقاومت کرد

همانطورکه فیصل الفایز رئیس مجلس اعیان اردن در گفتگویی با تلویزیون العربیه گفت :
عربستان سعودی یک متحد استراتژیکی برای اردن و سایر کشورهای عرب است و باید موضعی متحد در مقابل هر گونه تهدید این کشور یا کشورهای خلیج فارس اتخاذ کرد. او گفت اردن امنیت عربستان سعودی را بخشی از امنیت اردن می داند. عربستان سعودی عمق استراتژیکی اردن است. اردن نیز عمق استراتژیکی عربستان سعودی است.

بارها خانم مریم رجوی درسخنرانی های خودشان گفتند :
بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح ودرمنطقه وجهان تبدیل شده است و آخوند های حاکم برایران با سؤ استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک میلیارد مسلمان ، به توسعه طلبی و صدوربحران و تنش می پردازند.
همانطورکه فیصل الفایز رئیس مجلس اعیان اردن در گفتگویی با تلویزیون العربیه گفت :
عربستان سعودی یک متحد استراتژیکی برای اردن و سایر کشورهای عرب است و باید موضعی متحد در مقابل هر گونه تهدید این کشور یا کشورهای خلیج فارس اتخاذ کرد. او گفت اردن امنیت عربستان سعودی را بخشی از امنیت اردن می داند. عربستان سعودی عمق استراتژیکی اردن است. اردن نیز عمق استراتژیکی عربستان سعودی است.

بارها خانم مریم رجوی درسخنرانی های خودشان گفتند :
بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح ودرمنطقه وجهان تبدیل شده است و آخوند های حاکم برایران با سؤ استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک میلیارد مسلمان ، به توسعه طلبی و صدوربحران و تنش می پردازند.
Tuesday, January 5, 2016
ایران- با آتش کشیدن سفارت عربستان درتهران جبهه عربی علیه رژیم ایران متعهد شد
دولت کویت در اعتراض به این اقدام رژیم ایران سفیر خودرا ازتهران فراخواند.
شورای امنیت حمله به سفارت عربستان در تهران را محکوم کرد
. مریم رجوی گفت خطر دخالت های رژیم آخوندی درعراق ومنطقه صدبار خطرناک تر از بمب اتمی رژیم ایران است واین روزها می بینیم چه درعراق و سوریه وحالا سایر کشور عملکرد شوم این رژیم گویای همین حقیقت است بایستی دستان رژیم ایران.باید درمنطقه قطع کرد.به امیدآن روز..دور نیست .
ایران- تسلیت مریم رجوی به مناسبت درگذشت مادربهکیش
مریم رجوی- درگذشت سرکار خانم نیره جلالی مهاجر – مادر بهکیش – را به خانواده محترم او، به جامعه خانوادههای
شهیدان و زندانیان سیاسی، به سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و به مردم تهران تسلیت میگویم.
اکنون، مادران خاوران، زنی پرشور و ناآرام و مردم ایران یکی دیگر از مظاهر پرافتخار زن بهپاخاسته ایرانی را از دست داد او رستگار شد و به پنج فرزند و دامادش که در دهه شصت در رویارویی با رژیم ولایت فقیه به شهادت رسیدند، پیوست. اما دادخواهی و عصیان و اعتراضی که او و دیگر مادران والای ایران زمین شعلهور کردهاند، پابرجاست.آری مردم ایران برآن است ریشه آخوند های حاکم بر ایران را از روی سرزمینمان ایران پاک نکرده هرگز ازپانخواهد نشست
Saturday, January 2, 2016
Message de Noël et du Jour de l’An de Maryam Radjavi Décembre 2015
ایران - پیام تبریک سال نومسیحی مریم رجوی
پیام مریم رجوی صلح و آزادی است .مریم رجوی خود را وقف آزادی مردم ایران کرده است .دربرنامه مریم رجوی آزادی ادیان و مذاهب به رسمیت شناخته شده است .مریم رجوی برای رفاه همه احاد مردم ایران ،چه مسلمان ،چه مسیحی ، چه کرد ،چه عرب ،و .... باشد
دورنیست آن روز همه قشر های جامعه ایران درسرزمین آزاد شده ازیوغ آخوندهای وحشی وجنایتکارو دین فروش ، دورهم جمع شویم و سال نو مسیحی را در ایران آزاد فردا جشن بگیریم به امید آن روز.
دورنیست آن روز همه قشر های جامعه ایران درسرزمین آزاد شده ازیوغ آخوندهای وحشی وجنایتکارو دین فروش ، دورهم جمع شویم و سال نو مسیحی را در ایران آزاد فردا جشن بگیریم به امید آن روز.
.
Friday, January 1, 2016
مریم رجوی رئیس جمهور مقاوت ایران در مراسـم نيايش میلاد مسيح در كليساي سنت ژرمن دپره در پاریس
پنجشنبه شب سوم دي ماه،(دسامبر ) مریم رجوی رئیس جمهور مقاوت ایران در مراسم شب عید کریسمس(عید نوئل) در كليساي سنت ژرمن دپره، از كليساهاي قديمي و مشهور پاریس شركت كرد. كشيش كليسا از
حضور مریم رجوی و هيأت همراهش در اين مراسم استقبال كرد.
سپس مراسم کریسمس در كليساي سنت ژرمن دپره پاریس با نيايشها، خواندن اشعار و سرودهاي مذهبي و نواختن ارگ ادامه يافت. در اين مراسم، مریم رجوی در برابر نماد تولد حضرت مسيح، كه بهطور زيبايي تزيين شده بود سبد گلي اهدا كرد. وي ضمن بازديد از كليسا در مقابل مجسمه هاي قديمي و زيباي مریم عذرا(ع) گل اهداء نمود و شمع
روشنكرد.
كشيش كليسا در موعظه خود ضمن خير مقدم به حضار گفت كه امشب در ميان ما خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده شوراي ملي مقاومت ايران لطف كرده و شركت نموده اند. وي همچنين براي همه مسلمانان كه قرباني افراط گرايي هستند دعا كرد و ميلاد حضرت مسيح را به فارسي خطاب به ميهمانان مقاومت ايران تبريك گفت.
مریم رجوی ضمن تهنيت میلاد مسيح گفت: من براي دعا در پیشگاه مسيح(ع) به اينجا آمدهام. دعا براي نجات مردم سركوب شدهام در ایران.
دعا براي نجات براي مردم خاورميانه از چنگال استبداد و افراطيگري تحت نام اسلام. و براي شما پیام ایرانيان و مسلمانان و به خصوص پیام زنان و مرداني را كه در ليبرتي پايداري ميكنند، بههمراه آوردهام.
وي گفت: در نخستين عید پس از جان باختن شمار كثيري از مردم پاریس در حمله تروريستي ۱۳ نوامبر، آرامش روح آنان و تسلي خانوادههايشان را از خداي بزرگ مسألت ميكنم و به عنوان يك زن مسلمان تأكيد ميكنم كه روح اسلام از خشونت و تروريسمي كه به نام خدا صورت گرفته بيزار است.
بنيادگرايان اسلامي و در رأس همه آخوندهاي حاكم بر ایران، هم دشمن مسيح و پیام او و هم دشمن محمد و اسلامند. حال آن كه اسلام مبشر رحمت و آزادي است و برادري با پيروان ساير اديان را ترويج ميكند.
مريم رجوی افزود: پیام مسيح، پیام رهايي و يگانگي و مقاومت تمام عيار عليه ستم و دجاليت است و مقاومت ما نيز در همين امتداد است.
Wednesday, December 30, 2015
ایران-خودکشی دخترجوان بخاطرفقرومحرومیت
![]() |
| خودکشی دخترجوان |
ولی شرم آور اینکه خود رژیم ایرانهرچند گاهی بیلان این خودکشی ها را اعلام میکند احمد دنیامالی عضو شورای تقلبی شهرتهران بیلان خودکشی در متروتهران رابیش از17نفراعلام کرد.
ولی دورنیست روزی که تمامیت این نظام بدست مقاومت ومردم ایران سرنگون شود
ولی دورنیست روزی که تمامیت این نظام بدست مقاومت ومردم ایران سرنگون شود
خانم مریم رجوی منادی صلح وآزادی برای ایران وایرانی است
Subscribe to:
Posts (Atom)












